رفتار و اعمال ضد اجتماعی
انواع مختلفی از رفتارهایی که مطابق ارزشهای جامعه
و قانون ارتکاب به آنها «نهی یا جرم» تلقی شده است؛ در افراد دچار شخصت ضد اجتماعی
دیده میشود. «دروغ گویی ، فرار از مدرسه و خانه بصورت مکرر ، دزدی ، نزاع ، سوء
مصرف الکل و مواد ، تجاوز (به همجنس یا غیرهمجنس ) ، بد رفتاری با همسر و فرزندان »
فقط نمونههایی از اعمال و رفتار این بیماران است. افراد ضد اجتماعی در به بازی
گرفتن دیگران مهارت دارند و به راحتی میتوانند دیگران را برای شرکت در طرحهایی که
برای بدست آوردن پول و شهرت نزدیکترین راه است، راغب سازند. شاید اصطلاح «مردان گوش
بر یا گول زن» بتواند ویژگیهای افراد ضد اجتماعی را در خود جمع کند.
با وجود
اعمال ضد اجتماعی و خلاف قانون و با اینکه اکثرا پروندههای متعددی در محاکم قضائی
دارند، ولی در این افراد رفتار یا صحبتی که حاکی از پشیمانی و ناراحتی واقعی از
اعمال گذشته باشد دیده نمیشود و موقعی که از زندان آزاد میشوند، فورا کارهای ضد
اجتماعی خود را از سر میگیرند. گوئی این افراد فاقد وجدان هستند. نکته مهمی که
شاید باعث تعجب شود این است که ظاهر افراد ضد اجتماعی راضی کننده و حتی فریب دهنده
است. فریبنده از آن جهت که افراد با دیدن بیماران ضد اجتماعی در ظاهرشان نوعی قابل
اعتماد بودن را احساس میکنند، ولی در پس این روکش «تنش ، خصومت ، تحریک پذیری و
خشم» نهفته است.
همچنین این بیماران موقع صحبت (مصاحبه) با هوش کلامی خود افراد
(درمانگر) را تحت تأثیر قرار میدهند. آنها وقایع و کارهای غیر قانونی خود را (بعد
از تحریف حقایق) با «آب و تاب» و شرح جزئیات هیجان انگیز بیان میکنند. افراد ضد
اجتماعی با این توانایی خود با تجربهترین پزشکان را هم میتوانند فریب دهند.
ملاکهای تشخیص اختلال ضد اجتماعی
الگوی مستمر بیاعتنایی و زیر پا نهادن
حقوق دیگران که از پانزده سالگی شروع میشود و وجود سه علامت (یا بیشتر) از علائم
زیر برای تشخیص ضروری است.
ناتوانی برای سازگاری با موازین اجتماعی و قانونی که
با دست زدن به اعمال تکراری زمینه ساز دستگیری ، تظاهر نماید.
فریبکاری ، که با
دروغ گویی مکرر ، استفاده از نامهای غیر واقعی یا «گوش بر» برای نفع و لذت شخصی ،
مشخص میشود.
رفتار تکانشی (لحظهای) و ناتوانی برای طرح ریزی پیشاپیش.
غذاهایی که بچه ها را آرام میکنند
بیش فعالی یک اختلال رفتاری شایع است که
حدود 8 تا 10 درصد از کودکان پیش دبستانی به آن مبتلا هستند.
احتمال ابتلا به
این اختلال در پسران 3 برابر بیشتر از دختران است، اما علت این تفاوت هنوز ناشناخته
است.
مطالعات فراوانی روی نقش عوامل تغذیه ای در ایجاد بیش فعالی کودکان انجام
شده است که نتایج برخی از آنها را مرور میکنیم.
اسیدهای چرب ضروری
برخی
از اسیدهای چرب که در بدن ساخته نمیشوند، ولی در حفظ سلامت انسان نقش حیاتی به
عهده دارند، اسیدهای چرب ضروری نامیده می شوند. اسیدهای چرب ضروری عبارتند از:
اسیدهای چرب امگا-3 ، امگا-6 و آراشیدونیک.
مغز انسان حدود 6درصد چربی دارد که
اسیدهای چرب امگا-3 سهم بیشتری را به خود اختصاص داده است. یکی از نقشهای مهم
اسیدهای چرب ضروری، ارتباط و انتقال بین سلولهای مغز است. اسید چرب امگا -3 که
برای رشد و عملکرد مغز ضروری است ممکن است رفتار، حافظه و کمبودهای رفتاری و
شخصیتی را بهبود بخشد.
یافتههای مطالعات نشان داده است کودکان مبتلا به
بیشفعالی دارای سطح پایین تری از اسیدهای چرب ضروری هستند که در نتیجه مشکلاتی در
یادگیری، رفتار، خواب و عملکرد ایمنی آنان ایجاد می کند؛ به طوری که در پسران 6 تا
12 ساله که دارای سطح پایین اسیدهای چرب امگا-3 بودند، مشکلات کم خوابی بیشتری دیده
شده است.
بهترین منبع اسیدهای چرب امگا -3 ، ماهیهای آزاد مثل سالمون، ساردین،
میگو و شاه ماهی است و منابع اسیدهای چرب امگا-6، کنجد ، تخمه کدو تنبل و تخمه
آفتابگردان هستند. دیگر منابع اسیدهای چرب ضروری (امگا- 3 و امگا- 6 ) آجیلها،
لوبیای سویا ، روغن بادام زمینی و روغن زیتون است.
روی
چگونه کودک بیش فعال را از بازیگوش تشخیص دهیم؟
اختلال بیشفعالی توام با نقص
توجه (ADHD) یکی از اختلالات شایع روانی در کودکان ونوجوانان است.
ADHD، یکی از
مشکلات شایع روانی است که امکان ابتلا به آن در پسران بیش از دختران است و در
فرزندان اول خانواده هم بیشتر دیده میشود.
آمار کودکان و نوجوانان مبتلا به
ADHD در ایران و اروپا 3 تا 5 درصد است اما به دلیل تفاوت معیارهای تشخیصی، در
آمریکا تا میزان 10 درصد هم گزارش شده است.
در فرهنگ کشور ما خیلی اوقات فعالیت
زیاد کودک، یک شاخص مثبت است، در حالی که شاید در فرهنگ سایر کشورها اینطور
نباشد.
علائم ADHD یا «اختلال بیشفعالی همراه با نقص توجه»: در افراد مبتلا به
این اختلال تحرک زیاد و بیقراری مشاهده میشود. فرد عصبانیتهای زیاد و یا بیمورد
دارد، دچار عدم تمرکز است و پرش افکار دارد و دچار افت تحصیلی میشود، فرد اختلالات
رفتاری دارد و ممکن است رفتارهای پرخاشگرانهای در رابطه با بقیه کودکان و یا
معلمین و خانواده از خود نشان بدهد.
این اشخاص خواب منظمی ندارند و دچار مشکلات
خواب و کابوس میشوند.
روشهای بهتر خوابیدن کودکان -فرزندان ناسازگار
1 - نقاشــــی کـــــردن
خوابها:
هرگاه خواب ترسناکی کودک شما را اذیت می کند از او بخواهید آنچه را که
در خواب دیده نقاشی کند. سپس بگذارید تمام چیزهایی را که در نقاشی اش کشیده برای
شما توضیح دهد. پای حرفهای کودکتان بنشینید تا درباره هیولا یا صحنه ترسناکی که در
خواب دیده است دقیقاً توضیح دهد. با این روش به تدریج تلخی آن خواب را از او
بگیرید. وقتی کودک در روشنایی روز خواب بد خود را تعریف می کند وحشت و هراس آن
کابوس رنگ می بازد و از بین می رود. همچنین کودک می تواند خوابهای قشنگ خود را هم
نقاشی کند. به کمک ترسیم خوابهای قشنگ، بچه می تواند خواب خود را بسط دهد و شما هم
بدین ترتیب می توانید از روی این رؤیاهای زیبا در شب های آینده قصه های خوبی برای
او نقل کنید.
فرزندان ناسازگار
رفتارهــای ناسازگارانه:
رفتارهایی هستند
که با نظر پدر و مادر ، اطرافیان و جامعه سازگاری ندارد. رفتار فرزندان ناسازگار
احساس بسیار بدی را در اطرافیان ایجاد می کند به طوری که خود نیز تحت تأثیر واکنش
های ناخوشایند آن، از سوی دیگران واقع می شوند.
انــــواع رفتــــارهای
ناسازگارانه :
روانشناسان معمولاً رفتارهای ناسازگار را در سه طبقه تقسیم بندی
می کنند: مقایسه و تحقیر و سرزنش کودک و ...
چگونه با رفتــــارهای ناسازگارانه فـــــرزندان برخورد کنیم ؟
* اگر خود تحت
فشارهای روانی ناشی از زندگی و کار قرار داریم و نمی توانیم رفتار و گفتار خود را
کنترل کنیم، بهتر است قبل از انجام هر کاری در مورد فرزند به فکر روشی برای کنترل
فشارهای خود باشیم که تحقیقات نشان داده است اگر والدین بتوانند برخی رفتارهای خود
را تغییر دهند فرمانبری کودک بیشتر خواهد شد.
* افکار غلط و انحرافی درباره
فرزند خود نداشته باشیم. مثلاً فرزندم این کار را می کند تا حرص مرا در بیاورد. یا
او باعث تمام مشکلات در خانه است. چنین افکاری زمینه به وجود آمدن احساس بسیار بد
را نسبت به فرزند مهیا می کند و یقیناً بر رفتار ما و او اثر منفی می گذارد.
*
از ارائه دستورات مبهم، کلی و تکراری اجتناب کنیم. مثلاً به جای این که بگوییم
«خودت را جمع و جور کن» شفاف و مشخص بگوییم که از او چه می خواهیم مثلاً دوست دارم
تا پنج دقیقه دیگر دفتر و کتاب هایت را از وسط اتاق جمع کنی.
* به جای سخنرانی
و بحث و جدل، کوتاه و مؤثر با لحنی محکم ولی در کمال آرامش به او گوشزد کنیم که
رفتارش در ما چه تأثیری گذاشته و اگر از این رفتار خود دست برندارد چه عاقبتی در
انتظار اوست.
* به یاد داشته باشیم عاقبتی را برای او مشخص کنیم که شدنی و
کوتاه مدت باشد. مثلاً نگوییم « برای همیشه ازاین خانه خواهم رفت» یا «حق نداری از
این به بعد تلویزیون تماشا کنی» بهتر است بگوییم امروز از دیدن این برنامه محروم
هستی و یا این هفته تو را به پارک نمی برم.
چگونه با کودک از مرگ بگوییم
توضیح مرگ به کودکان یکی از سخت ترین کارها
برای اولیاست، بخصوص هنگامی که خود آنها با غم مرگ عزیزی دست به گریبان هستند. اما
مرگ یک بخش غیرقابل انکار از زندگی است و چه بخواهیم و چه نخواهیم، از خردسالی،
کودکان نسبت به آن کنجکاو می شوند و به فهمیدن و پرسیدن درباره روشهایی که احساس غم
مربوط به آن را به طور طبیعی نشان بدهد، علاقه مند هستند. شاید باعث تعجب باشد که
بدانید حتی کودکان کم سن و سال هم از مرگ آگاه هستند. کودکان در قصه هایشان یا
برنامه های تلویزیون از مرگ می شنوند، یا در اطراف خود حیوانات خانگی یا خیابانی
مرده را می بینند. علی رغم این موارد، هیچ کدام از کودکان مفهوم مرگ را نمی دانند.
آنها نمی توانند مفهوم همیشگی بودن مرگ را درک کنند و در عوض، آن را به عنوان یک
اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر می گیرند. آنها تصور می کنند که اجساد هنوز می
خورند و می خوابند و کارهای همیشگی خود را انجام می دهند، فقط با این فرق که این
کارها را یا در آسمانها و یا در زیر خاک انجام می دهند. حتی وقتی یکی از اولیا یا
خواهران و برادران کودک در گذشته است او نمی تواند این اتفاق را برای آنها در نظر
بگیرد.
واکنش کودکان نسبت به مـــرگ
اصلاً تعجب نکنید اگر کودک در آموزش
مهارت توالت رفتن پسرفت کند یا نخواهد به مهد کودک همیشگی اش برود، چرا که کودک در
جست وجوی علت پریشانی و غمگینی بزرگترها است و می خواهد بداند چرا برنامه روزمره اش
تغییر کرده است. او با خودش فکر می کند چرا به ناگهان جهان اطرافش این همه نگران
کننده شده است. از سوی دیگر، ممکن است کودکی هم باشد که اصلاً واکنشی به مرگ نشان
ندهد یا گاه گاهی در بین شادی و خوشحالی های کودکانه اش به یاد آن بیفتد که این هم
کاملاً طبیعی است و دلیل سنگدلی کودک نیست. اصولاً کودکان این مفهوم را کم کم و به
آهستگی درک می کنند و نباید انتظار داشت که همه موضوع را در یک لحظه یا یک روز
بفهمند و حتی بسیاری از آنها تا وقتی که کاملاً احساس امنیت نکنند، به احساس غم خود
اجازه ظهور نمی دهند، یعنی فرایندی که ممکن است ماهها تا سالها به طول بینجامد،
بخصوص اگر مرگ عزیزی را شاهد بوده باشند. بعضی از کودکان رفتارهایی انجام می دهند
که به نظر عجیب می رسد؛ مثل بازیهای تشییع جنازه یا ادای مردن کسی را درآوردن. این
هم امری طبیعی است، حتی اگر به نظر بزرگترها غیر معقول باشد. بنابراین این روش
ابراز احساسات در مورد مرگ را نباید از کودک گرفت.
احساسات خود را در مورد
مــــرگ توضیح بدهید
اختلالات رفتاری کودکان
تعریف : رفتارهای گوناگون افراطی ، مزمن و انحرافی که
گستره آن شامل رفتارهای تهاجمی یا برانگیختگی ناگهانی تا اعمال افسرده گونه و گوشه
گیرانه می باشد و بروز آنها به دور از انتظار مشاهده کننده است بطوریکه وی آرزوی
توقف اینگونه رفتارها را دارد .
اهمیت و ضرورت شناخت اختلالات رفتاری :
خارج
شدن از مسیر طبیعی رشد و نرسیدن به کمال رشد .
توقف ترقی و پیشرفت فرد
.
افزایش شیوع اختلالات رفتاری .
آسیب رساندن به خود یا دیگران .
هدر رفتن
سرمایه های ملی ( آموزش ، تحصیل و بهداشت ... )
هدر رفتن سرمایه های انسانی
.
اصلاح جامعه .
لجبازی کودکان
اگر انتظارات والدین از کودکان منطقی باشد و وظایف ساده و
آسانی برای آنها تعیین کنند، آنان نیز همکاری میکنند و رفتاری مطلوب نشان میدهند.
کودکان برای کنار آمدن با دیگران به قوانین ساده و روشن نیازمند هستند. نباید از
کودکان بخواهیم که هر آنچه ما میگوئیم انجام دهند. کودکان در سنین پیشدبستانی
دوست دارند خودشان تصمیم بگیرند، انتخاب کنند و در کارهای مربوط به خود مستقل
باشند. بنابر این تنها در مواردی کودک لجباز بهشمار میآید که بیش از نیمی از
دستورات را اطاعت نکند.
? چرا کودکان لجباز میشوند؟
وقتی کودکان درخواستی
دارند و یا والدین آنها را مجبور به انجام عملی برخلاف میلشان میکنند لجباز
میشوند.گاهی توجه زیاد والدین به رفتارهای نامناسب کودکان سبب میشود که رفتارهای
نادرست آنان تقویت شود،بهطوری که کودکان به: دلیل آوردن، جر و بحث کردن، نق زدن،
مجادله کردن و درخواستهای مکرر متوسل میشوند. گاهی نیز علت لجبازی کودکان آن است
که والدین در برابر لجبازیهای آنان رفتار ثابتی ندارند مثلاً یک روز هیچ
عکسالعملی در برابر لجبازی نشان نمیدهند و روز دیگر از آنان میخواهند مطابق با
خواسته والدینشان رفتار کنند. اگر همیشه با کودکان رفتار ثابتی داشته باشیم کمتر
لجبازی میکنند. نحوه دستور دادن والدین نیز بسیار مو?ثر است. اگر والدین زیاد
دستور بدهند کودکان زیاد دستور میدهند و از انجام دستورات خودداری میکنند. گاه،
کودکان دستور را اجرا نمیکنند چون کسی به آنان یاد نداده است چگونه آن کار را
انجام دهند مثلاً کودک طرز استفاده از قاشق و چنگال را نیاموخته است اما والدین
توقع دارند آداب صحیح غذا خوردن را رعایت کند.
تیک چیست؟
آیا تا به حال با افرادی مواجه شده اید که در صحبت کردن ، مدام از
کلمات یا واژه های بیجا و تکراری استفاده کنند؟ یا درصحبت کردن خود با دیگران آیا
متوجه این موضوع هستید که مرتب واژه ای را که به هیچ وجه نیاز به گفتن آن نیست ،
تکرا رمی کنید؟
به کار بردن مکرر واژه هایی مانند : چیز؛ مثلاً ؛ به قول
معروف ، و واقع ، به اصطلاح و... را می توان از جمله مواردی ذکر کرد که بارها در
گفت وگوهای افراد شنیده می شود. به کار بردن تکراری واژه ها دربرخی موارد موجب
واکنش های منفی افراد می شود ؛ اما اغلب موارد ، طرف گفت وگو توجه چندانی به آن نمی
کند .
تکان دادن غیر ارادی پا، بازی کردن و کندن موهای سر و صورت و ... نیز از
موارد " رفتاری " است که برخی افراد از خود نشان می دهند.
بسیاری از والدین
ومربیان تربیتی ، از پاره ای رفتارهای " شکلک گونه " و یا تکیه کلامهای تکراری و
به اصطلاح تیک در فرزندشان شکایت دارند و از این مسئله ابراز نگرانی می کنند. باید
گفت " تیک " نوعی پرش ناگهانی یا انقباض غیرارادی عصبی است که می تواند به صورت
مزمن یا زودگذر درکلام یا رفتار ظاهر شود.
به طور کلی در هر دوشکل تیک کلامی و
رفتاری ، با انواع ساده و مرکب آن روبرو هستیم که مشخصه ی اصلی آن تکراری ، کلیشه
ای و ناموزون بودن آن است.
" تیک " ساده مدت کوتاهی به طول می انجامد و به
ندرت بیشتر از یک ثانیه تداوم می یابد که در اغلب موارد بعد از چند هفته یاچند ماه
خود به خود از بین می رود.
تیکهای حرکتی درنوع ساده شامل : چشمک زدن ، حرکات
پرتابی کردن ، بالا انداختن شانه و حرکتهای شکلک گونه ی ناحیه ی صورت و رفتارهایی
چون قیافه گرفتن ، رفتارهای آرایشی ، خودزنی ، گاز گرفتن خود ، بالاپریدن ، لمس
کردن ، پا به زمین کوبیدن و یا بوییدن چیزی است.
تیکهای آوایی هم در نوع ساده
آن می تواند شامل : صاف کردن گلو، سرفه ، بالا کشیدن بینی ، خرناس و درنوع پیچیده
شامل : بیان یک جمله یا یک تکیه کلام و یا یک ناسزا باشد.
رفتار تیک گونه
بیشتر در بین کودکان شایع است ، بررسی های انجام شده توسط انجمن روان شناسان آمریکا
نشان می دهد که تقریباً سیزده درصد از پسران و یازده درصد از دختران به این عارضه
دچار می شوند.